چهره های جنجالی هفته: از حیوان آزار تا باران کوثری

حیوان آزار یا (سادیسم، هفته)

پنهان کردن خشونت تحریف واقعیت است پس کتک زدن حیوان توسط انسان امری است واقعی و چون واقعیت دارد باید با متر و معیار های دنیای واقعیت تحلیل شود به عبارت دیگر نباید به اتفاقاتی از این دست با دیدگاهی احساسات زده نگاه کرد. در این نوشته ی کوتاه به عامل خشونت نگاه می کنیم.

از دیدگاه شخصی و فردیت یک انسان، عامل خشونت میل به نیستی و مرگ دارد چون دست به تخریب می زند و در راستای عدم حرکت می کند و این بر خلاف حفظ زندگی و زایش است؛ فردی که خشونت می کند اتفاقا از تحقیر بیزار است و هنگامی که گمان می کند می تواند بدون سرکوب و تحقیر بر دیگری (تفاوتی ندارد انسان و حیوان و حتی یک درخت) برتری داشته باشد اعمال خشونت کند مرتکب پرخاش می شود، خشونت هیولایی است که در وجود هر کدام از ما نهادینه شده است و این دنیای مشترک ما با حیوانات است، اینکه ما به دنبال برتری پرخاشگرایانه بی دردسر هستیم، حیوانات هم دقیقا همین گونه اند و در مقابل موجود ضعیف تر قلدری می کنند.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

اما اینکه چرا و چگونه فردی به این مرتبه از فرومایگی می رسد که مرتکب این سطح از خشونت می شود مجالی بسیار گسترده و همه جانبه تر می طلبد؛عوامل تاثیر گذار اعم از خانواده تا اجتماع و زمینه های بروز و تبلور خشونت در یک فرد و همچنین عوامل بازدارنده و کنترل کننده، همه ی این ها دخیل هستند بدون شک، اینکه فرد در کجا رشد می کند و فرزند چندم خانواده است، در چه جایگاه اجتماعی و اقتصادی سیر می کند؟ تا چه اندازه راه هایی برای تخلیه انرژی در زندگی اش جای داده و یا حتی اصلا فکرش به تخلیه انرژی قد داده؟ همه و همه تاثیر گذارند، برمی گردیم به پاراگراف اول خشونت واقعی است و تحریف ندارد و در ذات انسان ریشه دارد و البته که متاثر از عوامل گوناگون و متنوع است، پس لطفا به دنبال راهکارهای تک بعدی و ضربتی و سهل انگارانه نباشیم، هم ما مردم به عنوان افکار عمومی و هم تصمیم گیرندگانی که فرهنگ ساز و کنترل کننده اند.


نوزاد ۴۵ روزه یا (تکرار نا مکرر، هفته)

آن چه که بر سر پزشکی در جوامعی نظیر جامعه ی ما آمده است، فاصله ی میان یک فضیلت تا یک حرفه ی پولساز است؛ مصداق ادبی اش اینکه در ادبیات کلاسیک ایرانی پرستار و پزشک مترادف با مرهم درد بوده اند و حالا مسکن شده اند، مرهم بار معنایی وسیعی دارد بیشتر واژه ای احساسی و رمانس است تا واژه ای کار کرد گرا و مصرفی، اما مسکن دقیقا کارکردگراست، مسکن کارش فقط تسکین درد است و هیچ بار عاطفی خاصی ندارد، فضیلت طب که در گذشته نوعی تفاخر اخلاقی با خود داشت امروز جایش را به افاده ی یزشک بودن داده است که تفاخر اخلاقی ندارد اما منفعت مادی قابل توجهی دارد و علاوه بر آن میل تحت توجه بودن افراد در اجتماع متکثر را ارضا می کند.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

سیستماتیک شدن درمان در کنار کالایی شدن آن قداست پزشکی را در منگنه ای قرار داده که ضریب خطا را افزایش می دهد، روح فضیلت مدار اطبا را در گذر از سنت به مدرنیته گرفته ایم و جسم سیستماتیک درمان را بر آن غالب کرده ایم، آن هم سیستمی که پر از عیب و نقض است حالا پزشکی نه روح دارد نه جسم، فقط عنوانش مانده، همان چیزی که دارندگانش از آن استفاده می برند، حالا با تکرار هفته ای فجایع پزشکی سلامت شهروندانی به یغما می رود که هزینه ی مدرنیته ی الکن خاورمیانه ای را با سلول های بدن هایشان می دهند می میرند و می سوزند و بخیه کش می شوند تا مدرن شوند! غافل از اینکه این کوچه از دنیا آلزایمر گرفته و خوشبختی از یادش رفته است.


پرویز پرستویی یا (عبوس، هفته)

منازعاتی که میان پرستویی و افخمی طی هفته گذشته در گرفت از آن دست منازعات آبرومند است، به قول معروف ریشه دارد و اتفاقا باید برایش جایی باز کرد و بسط داد، آنچه که پرستویی و افخمی بر سر آن اختلاف نظر دارند امتداد همان دو نگاه معروف به هنر است؛ «هنر برای هنر» یا «هنر در خدمت ایده» اگر کانت معتقد بود؛ تنها چیزی زیباست که به درد هیچ کاری نخورد و چیز های زشت همگی دارای سود هستند، در مقابل دیدگاه هگل هم وجود داشت که هنر را واسطه ای برای بیان ایده می دانست از فرانسه ی قرن نوزده به ایران امروز که بیاییم داستان همان داستان است.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

این که افخمی خودش گاها بیش از اندازه متعهد می شود و توی ذوق می زند ربطی به این ندارد که حرف هایش در این مجادله بیراه است، اتفاقا این بار او درست می گوید، شکل بازی پرستویی تخت شده و او مدت هاست در آژانس شیشه ای گیر کرده، باید کسی درب آژانس را باز کند و پرستویی را با مومیایی و مرد عوضی و جنس های متفاوتی از بازی هایش دوباره آشتی دهد، حیف است برای بازیگر توانمندی که نظیرش را هم کم داریم، اینگونه محصور یک کاراکتر شود و همیشه بغض داشته باشد، همیشه خیلی قوی به نظر بیاید و همیشه عبوس باشد، حیف است آقای پرستویی!


مهدی رحمتی یا (ستاره بازیکن، هفته)

در سینما اصطلاحی با عنوان «ستاره بازیگر» داریم که به بازیگرانی اطلاق می شوند که علاوه بر کیفیت فنی بالا می توانند تماشاچی هم به سالن بیاورند، آن ها بازیگرانی هستند که به تنهایی می توانند سرنوشت یک فیلم را عوض کنند، فیلم و فوتبال بی نهایت شبیه به هم هستند، در زمین چمن هم ستاره هایی هستند که می توانند به تنهایی سرنوشت یک بازی را عوض کنند، رحمتی متعلق به همان دسته ستاره بازیکن هاست. علاوه بر کیفیت فنی بالا توامان محبوبیت هم دارد و تعیین کننده است، ستارگی او نشات گرفته از کیفیت بازی اوست و ربطی به فعل و انفعالات سفارشی روی جلد ندارد، محبوبیت او در درون دروازه رقم می خورد جایی که قادر است یه تنهایی برای تیمش سه امتیاز بگیرد و فاتح باشد.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

رحمتی این روزها در استقلال وزنه ی سنگینی است و همین شمشیر دو لبه می تواند آفت او باشد، شایعاتی که پیرامون تاثیر گذاری دروازه بان استقلال در تصمیمات مربی تیم وجود دارد می تواند آغاز یک سقوط باشد، بازیکن سالاری همیشه در فوتبال ایرانی قربانی گرفته و اصلا همین شکل رفتار بود که رحمتی را از تیم ملی و تیم ملی را از رحمتی محروم کرد، اگر کاپیتان استقلال به سلطنت در دروازه اش قانع باشد مطمئنا تا سال ها قلب آبی ها را فتح خواهد کرد.


من و شما یا (عقلانیت، هفته)

انتخاب شوندگان، انتخاب کنندگان و برگزار کنندگان سه ظلعی تاثیرگذار و تاثیر پذیر در هر فرایند رای گیری هستند، جمعه قرار است تمرین دموکراسی کنیم، دموکراسی پیش از هر چیزی مستلزم «عقلانیت» است، نمی شود خواست های ایده آلی داشت و پای صندوق رای رفت، باید به امکانی که داریم توجه کنیم؛ آنچه که می شود و از ما می آید، اگر برگزار کنندگان با برقراری نظم و شکوه در پی تثبیت وضعیت موجود هستند و اگر انتخاب شوندگان در پی تاثیر گذاری  و هویت بخشی از دیدگاه خودشان به روند و سیستم هستند، ما انتخاب کنندگان هم می توانیم لذت تاثیر گذاری را بچشیم.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

عدم شرکت در انتخابات اوج انفعال و بی تعهدی است و با هیچ برچسبی نمی توان شرکت نکردن در یک فرایند تاثیر گذار جمعی را موجه جلوه داد، حتی اگر آن برچسب اپوزیسیون باشد، اتفاقا اپوزیسیون بودن در چهارچوب معنا می گیرد، وقتی که فعل داشته باشیم و تاثیر بگذاریم آن وقت می توانیم ردای نارضایتی و نقد تن کنیم، توده ها غر می زنند و ناله می کنند و به سیاست با دیده ی احساس نگاه می کنند اما شهروندان در پی مشارکت با تمام وجود عقلانیت را به کار می گیرند و از حداقل ها و ممکن ها  نهایت استفاده را می برند و با کمترین هزینه بیشترین منفعت را کسب می کنند، جای سیاست ورزی بی گمان در هر شرایطی نه در صف نانوایی و ایستگاه تاکسی است، بلکه در صندوق های رای است، رای  من و شما در بدترین و سیاه ترین شرایط هم هزینه نادیده گرفتن مردم را بالا می برد.


هوشنگ ابتهاج یا (شاعر، هفته)

امروز هوشنگ ابتهاج ۸۸ ساله می شود، وجود او غنیمت است، فرقی ندارد اینجا باشد یا در آلمان، اینکه او و امثال او باشند با آن پشتوانه عظیم با آن همه خاطرات تلخ و شیرین از روزگار با آبروی ادبیات و شعر فارسی غنیمت است، امروز روز تولد سایه است امروز کاری نداریم که توده ای بوده یا نبوده! چه بر کانون نویسندگان گذشته و یا اینکه او هنوز مست آرمان های سوسیالیتی اش است امروز باید واژه های استاد را مرور کنیم و از خاطرات مشترک حظ ببریم…

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

امشب به قصه دل من گوش می کنی     فردا چو قصه مرا فراموش می کنی
یا
ای عشق همه بهانه از توست    من خامشم این ترانه از توست
یا
تا تو با منی زمانه با من است    بخت و کام جاودانه با من است
یا
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست   تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
و….سایه ی شما از سر شاعرانه های ما کم نشود.


باران کوثری یا (ممنوع می شوند و محبوب تر، هفته)

حذف نام باران کوثری از معرفی تلویزیونی «کوچه بی نام» از آن دست اقدامات عجیب و غریب مدیران تلویزیونی که به کرات در مورد چهره های مختلف از حوزه های گوناگون  می شود، خیلی ها می نویسند مردم اعتراض می کنند و اما باز تکرار می شود گاهی گمان می کنم، این حذف شدن ها تعمدی است و در راستای ایجاد محبوبیت است، تلویزیونی ها ناگهان شبی و روزی تصمیم می گیرند چهره ای را حذف کنند و نمایش ندهند متعاقب آن کمتر از ۱۲ ساعت بعد صفحات مجازی از تلگرام تا اینستاگرام و بعدتر روزنامه ها و سایت ها پر می شود از خبر حذف های خلق الساعه ، این داستان بارها تکرار شده و فکر می کنم باز هم تکرار می شود، در هر صورت چهره های مشهور این دیار می توانند از این امکان نهایت استفاده را ببرند کاری کنید مثلا موضع گیری سیاسی نا هماهنگ با صدا و سیما اتخاذ کنید بعد دیگر باقی اش را به تلویزیون بسپارید؛ در ۱۲ ساعت محبوبیتی دو چندان پیدا می کنید.

یک هفته هفت چهره؛ از پرویز پرستویی تا مهدی رحمتی

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: