از دست تو امشب شده فکرم متلاشی…

از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی

چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی

جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها….
محتاج نباشند از این پس به حواشی ….

نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت …
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی

یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم….
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی

مجموعه ای از درد و غم و رنج و عذابم …
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی

 

از دست تو امشب شده فکرم متلاشی...

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: