اینکه از دور تماشا کنمت سنگین است

اینکه  از دور تماشا کنمت سنگین است

در دلم باشی و حاشا کنمت سنگین است  

بعد هر بغض که شاعر بشوی می فهمی

هر کجای غزلم جا  کنمت سنگین است  

تلخ باشی و دم از واژه ی شیرین بزنی

پشت هر قافیه پیدا کنمت سنگین است

   هی نخوابی و دلم شور دلت را بزند

او برانگیزد و پروا  کنمت سنگین است 

  نکند فاش شود پیش کسی غربت ما

ترس از این قصه که رسوا کنمت سنگین است

نقش چشمان تو در قتل دلم مشهود است

شب به شب  از سر دل وا کنمت سنگین است

 

اینکه  از دور تماشا کنمت سنگین است

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: