بازی کثیف من و دختر همسایه (فانتری)

فانتزی - محو شدن در افق

یکی از فانتزی های من اینه که …
.
درگیر یه بازی کثیف بشم (مواد مخدر) بعد دوستم بهم بگه بکش بیرون از این جریان لعنتی


بعد من رو به پنجره به افق خیره بشم و در حالی که دارم سیگار میکشم بهش بگم میخوام از این بازی کثیف بکشم بیرون
.
اما یه کاره نا تموم دارم! این لعنتیا دختر همسایمونو واسه تضمین خیانت نکردن من به گروه گروگان گرفتن !

گروگان

بعد دوستم با یه لبخند ملیح دستشو بزاره رو شونم و بگه برو لوتی…
.
بعد من برم سر قرار تو یه سوله خارج از شهر داد بزنم کجایید من اینجام !
.
بعد یه دفعه چراغ‌ها روشن بشن من نتونم جایی ببینم دستمو بگیرم جلوی صورتم
.
بعد ریس باند بگه من رو تو یه حساب دیگه ای باز کرده بودم هنوزم وقت هست برگرد به گروه ! بهت حقوق بیشتری
.
میدیم!  بعد من با عصبانیت بگم زِر نزن نفله اون دخترو آزاد کنید جاش منو بگیرید ! (شادی)
.
بعد طرف دست به جیب بشه و یک سوییچ دراره و بگه بیا یه پرایدم بهت پاداش میدم …
.
بعد منم بگم دختره مال خودتون سوییچ رو پرت کن برام… بعد سوار پراید بشم و برم. نامردم خودتونید توی این اوضاع
.
گرونی مرام رو گذاشتم کنار دیگه…

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: