با همه بی سر و سامانی ام…

با همه بی سر و سامانی ام  باز به دنبال پریشانی ام


با همه بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه طوفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانیم

ماهی برگشته زدریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانیم

خوب ترین حادثه میدانمت

خوب ترین حادثه میدانی ام؟؟

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست

تشنه یک صحبت طولانی ام

ها به کجا میکشیم خوب من ؟

ها نکشانی به پشیمانی ام…

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: