بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم


بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا می‌کنم 

دوستت دارم… ولی می‌ترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا می‌کنم 

من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا می‌کنم

  هرچه از دنیا به دست آورده‌ام تا پیش از این
خرج عمر رفته‌ام از دار دنیا می‌کنم 

سوختم چون شمع… اما ریشه ام را ساختم
خانه‌ای دیگر بر این ویرانه برپا می‌کنم

  از کنارم رفته‌ای اما به یادم مانده‌است
خاطراتی که دلم را خوش به آن‌ها می‌کنم

 

بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم 

با تشکر از پریا بوئینی از تهران

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: