حکایت جاثلیق و زخم چرکی حاکم بغداد

حکایت جاثلیق و زخم چرکی حاکم بغداد حکایت زیبا و آموزنده است که در کتاب های تاریخی به ثبت رسیده است امیدواریم که خواندن این حکایت درس بیریم.

فضل‌ابن‌یحیی‌برمکی حاکم بغداد را در سینه‌اش زخم چرکی پدید آمد که ترس از مرگش بود. پرسید بهترین طبیب در منطقه کیست؟ گفتند: پزشکی ایرانی به نام جاثلیق .

پیکی فرستاد تا او را از شیراز به بغداد آوردند. جاثلیق چون حالت بیماری شاه را دید، گفت: باید از لبنیات و ترشی‌ها پرهیز کنی تا من درمان تو را بیابم. از شاه قول گرفت. ولی شاه شب را کلی لبنیات با ترشی خورد. فردا صبح، پزشک از شاه خواست ادرار ببیند. چون در ادرار شاه نگاه کرد، گفت: تو به من قول دادی که لبنیات و ترشی نخوری، چرا خلف وعده کردی؟
شاه گفت: می‌دانم ، برای آزمودن علم تو بود که حال بر من ثابت شد، علم فراوان داری.

جاثلیق هر چه از درمان بیماری شاه می‌دانست انجام داد اما موثر واقع نشد.

روزی به شاه گفت: من هر چه دانستم عمل کردم موثر نشد، یقین کردم با پدرت میانه خوبی نداری، برو و رضایت او را بگیر.
شاه سراغ پدر رفت و رضایت او گرفت و درمان موثر واقع شد.

جاثلیق گفت: من نگاه کردم دیدم که تو انسان عادلی هستی و ظلم نمی‌کنی فقط تنها مشکلت را در احترام به پدرت حدس زدم و آن درست بود و تو رضایت پدر اگر جلب نمی‌کردی شفا نمی‌یافتی…

?گاهی شکستن دل پدر و مادر ادم را ۱۰ سال عقب نگه میدارد

حکایت جاثلیق

حکایت جاثلیق و زخم چرکی حاکم بغداد

حکایت تاریخی و آموزنده

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: