حکایت مادرشوهر و سه عروس

حکایت مادرشوهر و سه عروس

حکایت جالب مادرشوهر

مادرشوهر و عروس

روزی زنی بود که سه عروس داشت،
میخواست عروس هاش رو امتحان کنه،
ببینه کی از همه بیشتر دوستش داره…!
وقتی از کنار حوض حیاط رد میشد،
عمدا خودش رو داخل حوض انداخت،
تا عکس العمل عروس بزرگش رو ببینه…

عروس بزرگ فورا تو آب پرید و مادر شوهرش رو نجات داد…
فردا صبح عروس بزرگ یک پژو ۲۰۶ جلوی در دید که روش نوشته بود: تقدیم به عروس گلم “مادر شوهرت…”

فردای آنروز همین کار رو برای عروس دومش انجانم داد،
عروس دوم هم مادر شوهر رو نجات داد و فرداش یه پژو ۲۰۶ جلوی در خونش بود که نوشته بود: مرسی عروس گلم
” مادر شوهرت…”

نوبت به عروس کوچیک رسید..
مادر شوهر خودش رو داخل حوض انداخت
به این امید که عروس سوم نجاتش بده…
اما عروس سوم گفت: فدای سرم…
و مادر شوهر مرد…
فردای اون روز، عروس یه مازراتی آخرین مدل در خونه ش دید که روش نوشته بود مرسی عروس گلم…
(پدر شوهرت)

 

loading...

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: