داستانک: روزنامه فروش عبوس

داستان اموزنده

داستانک: روزنامه فروش عبوس

 

داستانک: روزنامه فروش عبوس

 

مجله مراحم؛ روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد. همان طور که دور می شدیم، به دوستم گفتم: چه مرد عبوس و ترش رویی بود.
دوستم گفت: او همیشه این طور است!
پرسیدم: پس تو چرا به او احترام می گذاری؟
دوستم با تعجب گقت: چرا باید به او اجازه بدهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!

  نگذارید دیگران شخصیت شما را تغییر دهند

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: