در محفل خود راه مده همچو منی را

 در محفل خود راه مده همچو منی را
افـــسرده دل ، افسرده کند انجمنی را
 
ما افسرده‌ دلان ساکن کوی غمُ دردیم
درعشق شکست خورده‌ لیک توبه نکردیم
 
پاییز باشد برگ دلم رو به خزان است
افسردگیش در دل ِ عشاق عیان است
 
در محفل ِ شـــادان نـبود جای غریبان
غــــم بود رفیقــم بخدا ، عیــن ِطبیبان
 
افسرده‌دلان را مـــکن دور از این پس
آن را که دل افسره بود دادرسی هست
 
بی شک همگان در گــرو یــار نشستیم
اما دل ِ افسرده‌دلان را مــا نشکستیم
 

((مولانـا ))

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: