دیدی آخر ساقه‌ی جانت شکست؟

 
 
دیدی آخر ساقه‌ی جانت شکست ؟ 
آن عزیزت عهدوپیمانت شکست؟ 
 
 
دیدی ای دل درجهان یک یار نیست؟ 
هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟ 
 
 
آه دیدی سادگی جان داده است؟ 
جای خود را گِل به سیمان داده است؟ 
 
دیدی آخر حرف من بیجا نبود؟ 
از برای عشق اینجا ، جا نبود؟ 
 
نوبهار عمر را دیدی چه شد؟ 
زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟ 
 
دیدی ای دل دوستیها بی بهاست؟ 
کمترین چیزی که می یابی وفاست؟ 
 
دیده ای گلها همه پژمرده اند 
رنگها در دود و سرما مرده اند 
 
آه اخر این چه رسم زندگیست
آری ای دل! زنده بودن ساده نیست 
 
 
دیدی آخر ساقه‌ی جانت شکست ؟
 

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: