رویاهای بدل کارانه من نجات دختر همسایه (طنز)

نجات دختر همسایه یکی فانتری ها ورویاهای بدل کارانه من

یکی از رویاهای زندگیم اینه که آپارتمانمون آتیش بگیره

بعد من یه تــنه همه ی همسایه ها رو نجات بدم

بعد دیگه وقتی که هیچ جونی تو بدنم نمونده

یهو زن همسایمون جـیغ بزنه خاک تو سرم دخترم مونده تو ساختمون ! …

(دخترش ۱۹ سالشه اونم با لباس زیر) بعد بابام یه نگاهی بهم بندازه و با لبخند بهم بگه کاره خودته مَرد

منم در حالی که صورتم سیاه شده و دارم نفس نفس میزنم داد بزنم

یه پـتو بیارین… بعد برم تو ساختمون و دختره رو بندازم بیرون بعد ساختمون منفجر بشه

بعد دختره با گریه داد بزنه نـهههههه!

بعد تو همین هـیـری ویـری یهو یکی داد بـزنه ااا اونجارو!

یهو از بین دود و آتیش بیام بیرون وهمه سوت بکشن برام

و من به طرف غروب خورشید برم و کم کم محو بشم (دختر ۱۹ ساله و لباس زیرش هم نکته انحرافیش بود)

طنز نجات دختر همسایه

رویاهای بدل کارانه من نجات دختر همسایه

رویاهای بدل کارانه من نجات دختر همسایه و فانتزی های خنده دار و متن های طنز,خاطره های خنده دار,موضوعات خنده دار برای اجرای استنداپ و داستان خنده دار

.

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: