سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟

افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟ 

من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل

روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟ 

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی

من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی 

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان

رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟ 

«تنهایی و رسوایی» ، «بی مهری و آزار»

ای سنگدل، ببین من چه کشیدم تو چه کردی

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟

فاضل نظری

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: