سوتی های جدید و خنده دار

سوتی


یه روز اومدم خونه دیدم زنم داره نماز میخونه رفته بود رکوع ء منم از شوخی محکم زدم دره باسنش و گفتم با چادر

باسنت چقد بزرگ نشون داده میشه لامسب.

بعد رفتم اشپزخونه دیدیم ای هی زنم اونجاست!!! بعد فهمیدم مادر زنم بوده… هیچی دیگه منم از خجالت سرخ شده بودم و

موبایلم الکی دراوردم گفتم ماموریت داریم؟ باشه الان خودمو میرسونم … و رفتم تا یه مدت خونه رفیقم…

خانوادگی دور هم جمع شده بودیم.همه بودن..عمه.عمو.دایی..خاله..پدربزرگ و مادربزرگا..من و دخترخالم یه گوشه

نشستیم داشتیم مسخره بازی درمیاوردیم میگفتیم میخندیدیم.یهو موقع مسخره بازی لبمو گاز گرفتم اخ گفتم .اونم هرهر با

صدای بلند خندید..همه برگشتن طرف ما مارو نیگاه کردن که ببینن چی شده؟ جمعیت همه ساکت به ما زل زدن.منم

خواستم بگم. لبمو گاز گرفتم.اشتباهی برگشتم گفتم:

هیچی!! محکم لبمو گاز گرفت!!

اب شدیم اون وسط!! ا.هیچی دیگه از این به بعد نمیزارن منو دخترخالم تنها باشیم.حیثیتمون فنا شد…

من یه دوستی داشتم خیلی خیلی چاق بود واسه همین اعتماد به نفسش خیلی کم شده بود یه بار داشت گریه میکرد رفتم

گفتم چی شده؟ چرا گریه میکنی؟ گفت من هم چاقم هم زشتم همه مسخرم میکنن همه پسرا بهم تیکه میندازن گفتم غلط

کردن به من نشونشون بده خواستم خیر سرم آرومش کنم گفتم حالا چی بهت گفتن ؟؟ گفت امروز پسره بهم گفت خانوم

شما بترکی میری مرحله بعدی!!!! دگ مرده بودم از خنده نمیدونستم چی بگم بهش!!


اعتراف میکنم بچه بودم رفته بودیم روستا خونه ی یکی از اقوام، غروب که گاو و گوسفندا از چرا برمی گشتن، من

میرفتم همشونو به سمت طویله آشنامون هدایت میکردم..

ینی یه حس مامور راهنمایی و رانندگی بهم دس میداد تازه بعضیاشونم که نوبت رو رعایت نمیکردن جریمه میکردم

راشون نمیدادم!

دیگه اون شب کل اهالی روستا سرگردان و حیران و نگران و فانوس به دست توی اطراف روستا به دنبال گاو و

گوسفنداشون میگشتن!!

یکی از دوستام تعریف کرد برام!!! میگفت یه روز که سوار تاکسی بودم..یه خانوم خیلی با حجاب اومده بود سوار تاکسی

شده بود..بعد موقع دادن کرایه که شد…دست گذاشت تو جیبش یه موچین درآورد پول رو گذاشت لای موچین داد به

راننده…راننده هم نامردی نکرد بقیش رو گذاشت لا انبر دست بهش برگردوند…عاقا این دوست ما میگفت تا اخر مسیر من

از خنده داشتم میترکیدم.!!!

دم غروبی رفتم ماشینو تمیز کنم موقع تمیز کردن یه تراول ۵۰ تومنی پیدا کردم صداشو در نیاوردم کارم تموم شد اومدم

بالا دیدم بابام میگه یه تراول ۵۰ تومنی پیدا نکردی تو ماشین؟ گفتم چرا پیدا کردم اما نمیدم گفت عیب نداره من فکر کردم

گم کردم دست تو باشه دست غریبه نباشه آقا ساعت ۸ رفتم شارژ بخرم دیدم یه اس ام اس اومد یه تومار خرید توش بود

زنگ زدم گفتم پول ندارم گفت از ۵۰ تومن خرج کن بهت میدم هیچی اقا ۲۵۰۰ هم از جیب دادم اومدم دیدم داره دبه میکنه

منم  هرچی خریدم رو برداشتم گفتم میبرم میفروشم .گفت برو بهتم میاد. هیچی دیگه الان کسی تاید،مایع ظرفشویی،

روغن، رب،تن ماهی،مرغ و … میخواد یه ندا بده رو دستم مونده.

loading...

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: