غلام وظیفه شناس (داستانک)

ضرب المثل هنوز کفش هایم را پیدا نکرده ام

 

خواجه ای، خوش خدمتی غلام خود را پیش جمعی می ستود و می گفت: آن چنان این غلام وظیفه شناس است که وقتی او را به جایی می فرستم، چون در راه به چیزی توجه ندارد، لحظه بازگشتنش را هم می توانم پیش بینی کنم. حاضران درخواست کردند که این امر شگفت را به آنان نشان دهد. خواجه، غلام را مأمور کرد تا پیامی را به مکانی برساند.

 

چون غلام رفت، خواجه به تخمین می گفت: اکنون به فلان کوی رسید، از فلان برزن عبور کرد، به چنین بازاری وارد شد، از بازار بگذاشت، پیغام رساند و بازگشت و در راه است و اینک پشت در ایستاده است. آن گاه خواجه غلام را صدا زد و غلام وارد شد.

 

در آن جمع خواجه ای دیگر حضور داشت. شب ماجرای آن غلام را با غلام سیاه خود قصه کرد و او را سرزنش فرمود. غلام گفت: در جایی شما نیز چنین بگویید تا بدانید من از آن غلام کم نیایم. خواجه با اعتماد به گفته غلام، روز دیگر در مجلس همان ادعا را مطرح کرد و برای اثبات ادعای خود، غلام را به جایی دور فرستاد و پیوسته به حضار، مسافت پیموده غلام را تعیین کرد و پس از ساعتی گفت: اینک غلام حاضر است. آن گاه غلام را خواند و غلام بر در بود. خواجه با نهایت خرسندی پرسید: فرمان را انجام دادی؟ گفت : آقا! هنوز کفش هایم را پیدا نکرده ام.

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: