ماجرای خروج گوگوش از ایران به زبان خودش و تصاویر فرار گوگوش

ماجرای خروج گوگوش از ایران به زبان خودش و تصاویر فرار گوگوش از ایران را ببینید.

ماجرای خروج گوگوش از ایران

بهار ۱۳۹۱ – پشت صحنه سالن پاورید سنتر در شهر تورنتو، در حال آماده شدن برای شب ترانه ای دیگر. تورونتو، شهری که همواره جای خاصی در نزد من دارد،

ماجرای خروج گوگوش از ایران,تصاویر فرار گوگوش از ایران
چون نه تنها محل اولین کنسرت من پس از سالهای سکوت بود، بلکه جاییست که اولین سالهای خروج از ایران قبل از مهاجرت به لس آنجلس را در آن سپری کردم. در لحظات انتظار به گذشته باز می گردم.

سالهای اول انقلاب – سالهای احضار، بازجویی، حبس، و قصه تنهایی ها. سالهای اجبار به تطبیق به واقیعت یک زندگی کاملا متفاوت…سالهایی که نه تنها ممنوع الخروج، بلکه ممنوع الحضور و ممنوع الچهره هم بودم، یعنی سعی می کردم که کمتر در محافل عمومی یا حتی در خیابانها دیده بشوم. شاید برای کسانی که آن روزها نبودند درک حال و هوای آن دوران، بخصوص آن سالهای اول، کمی دشوار باشد ولی کوچکترین عکس العمل یا استقبال مردم از من ممکن بود که برای من و آنان باعث دردسر شود . به همین دلیل مجبور شدم که کمتر با مردم در ارتباط باشم و ۲۱ سال در سکوت به سر ببرم. مانند همه مردم جنگ، سختی ها و کمبودها را تجربه و لمس کردم.

ماجرای خروج گوگوش از ایران

ماجرای خروج گوگوش از ایران,تصاویر فرار گوگوش از ایران

ماجرای خروج گوگوش از ایران

روزها را اکثرا با مطالعه کتاب یا تماشای ویدیو سپری می کردم. افسرده بودم و به تدریج این افسردگی تبدیل به یک یاس عمیق شده بود و از فکر موسیقی و خواندن کاملا مایوس شده بودم. دلتنگی می کردم، صحنه دیگر برایم یک رویا بود و دیگر انگیزه و امکانی برای کار وجود نداشت.
سالها گذشت. آزارها و فشارها به تدریج کاهش یافت، ولی حبس صدا هرگز.

بهار ۱۳۷۹ – فرودگاه مهر آباد…. روز خروج از ایران هیجان و احساسی داشتم که به راستی با کلام نمیشه گفت. پس از حرکت هواپیما هر لحظه فکر می کردم که آن را قبل از پرواز متوقف می کنند، پس از آن و حتی آن زمان که هنوز در آسمان ایران بودیم فکر می کردم ممکن است هواپیما را به تهران باز گردانند، و این حس ناامنی و وحشت تا زمانی که ساعتها از آسمان ایران خارج شده بودیم در من وجود داشت.

ماجرای خروج گوگوش از ایران

ماجرای خروج گوگوش از ایران,تصاویر فرار گوگوش از ایران تابستان ۱۳۷۹ – اولین کنسرت خارج از کشور در تورنتو را هرگز از یاد نخواهم برد. جمعیت عظیمی در بزرگترین سالن شهر گرد هم آمده بودند که گوگوش را بعد از ۲۱ سال ببینند ، و من نگران آن بودم که نتوانم
روی صحنه جوابگوی آن همه انتظار و توقع مردم باشم، و با اضطراب شدید و با چشمان پر از اشک به روی صحنه رفتم، و با این کلمات شروع کردم: ‘به نام ایران و ایرانی…سلامی چون بوی خوش آشنایی’. لحظات و دقایق پس از این کلمات را دقیقا به خاطر ندارم، گویا مانند یک رویای پر هیجان ولی شیرین و لذت بخش بود. موج محبت و احساسات مردم مرا با خود برد، و در آغوش امن و صمیمی شان اعتماد به نفس و انرژی گرفتم. یادم میاید که پوستر بزرگی را در جمیعت دیدم که روی آن نوشته شده بود ‘مرسی برای همه خاطرات خوب’ ، و این دقیقا همان احساسی
است که من آن شب و همواره نسبت به مردم داشته و دارم.

آن شب و آغاز فصل تازه زندگی هنری ام در تورنتو را هرگز فراموش نخواهم کرد، و آن پوستر زیبا را هنوز در ذهن خود در میان جمیعت می بینم، و از همه عزیزان خارج و داخل میهنم برای اینکه همیشه جای کوچکی در قلبشان برایم حفظ کرده اند سپاسگزارم.

حس عجیبی است. گرچه از هم میهنان داخل کشور دور شده ام، ولی خود را به نحوی به آنان نزدیک تر از آن سالهای سکوت که در میانشان زندگی می کردم حس می کنم. به راستی حرفهایی هست که با کلام نمیشه گفت.

ماجرای خروج گوگوش از ایران

ماجرای خروج گوگوش از ایران به زبان خودش و تصاویر فرار گوگوش,بیوگرافی گوگوش خواننده لس آنجلسی و ماجرای خارج شدن گوگوش از ایران,ماجرای رفتن گوگوش به آمریکا

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: