من کجا با که قراري ابدي داشته ام؟

من کجا با که قراري ابدي داشته ام
در تابوت تو را پنجره انگاشته ام

کي کلاه از سرم افتاد زمستان آمد
کي دو تا ابر به هم خورد که باران آمد

کفش ترديد به پا کردم و راه افتادم
شادم از اينکه به اين روز سياه افتادم

بعد هر نامه زدي زير الفباي خودت
کفش پا کردم و … رفتي پي دنياي خودت

خانه تابوتم و مبهوت نخواهي آمد
سبدم پر شده از توت نخواهي آمد

آمدي نعش غزل باخته را جان بدهي؟؟
جنگل سوخته را وعده باران بدهي؟؟

عاقبت عشق به يک خاطره مي پيوندد
کفش مي سايد و مي خندد و در مي بندد

مي رسد نامه بر باد ولي بعد از مرگ
من تو را مي برم از ياد ولي بعد از مرگ

 

گریه سر قبر, گریه عاشق, گریه زیاد, گریه کردن, شیون, گریه

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: