پیامک های خیانتی و تیکه دار سری سوم

اون آدمی که دستاشو دور گردن شما حلقه کرده

قلادش دست ما بود خوب واق واق نکرد ولش کردیم بـــــره!!!

ببین… من رودخانه ای را می شناسم

که با دریا  قهر کرد و عاشقانه به فاضلاب پیوست… 

لعنتی ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان

و بـــه او بگــــو

بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت

در زندگیم به هیچکس خیانت نکردم جز خودم !
وفای به تو خیانت به خودم بود !

روزی با خودم فکر میکردم که اگر او را با غریبه ی ببینم شهر را به آتش میکشم اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست


از یه جایی به بعد آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه !
دوست داره همه چی تموم بشه . . .

نمی دانــــم
شاید فکر میکنی که فقط خودت میدانـــی
بوی گند کثافتت شهر را گرفته
حالا همه میدانند

دیگر نمیگویم گشتم نبود ، نگرد نیست !
بگذار صادقانه بگویم …
گشتیم ! اتفاقا بود ! فقط مال ما نبود !
شما بگردید ! لابد مال شماست !

تو هم این روزها این شایعه را باور کردی که من بی تو می میرم ؟!
عادت ما آدم هاست …

در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است وقتی با این انهدام سخت از چشمانم افتادی؟؟؟

انگار خشت اول کج بوده که وقتی حرف آخر را زدی ، شانه ام لرزید و خراب شدم …

دیگه بهت نمیگم برو به جهنم. آخه مگه جهنمیا چه گناهی کردن که باید عوضی مثل تو رو تحمل کنن

برف آمد و پاییز فراموشت شد
آن گریه ی یک ریز فراموشت شد
انگار نه انگار که با هم بودیم
چه زود همه چیز فراموشت شد !!!

من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند
و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی
چه بلا تکلیفند خاطراتمان !!!

پارسال با او زیر باران راه می رفتم…امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم…شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود.

 

loading...

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: