زیباترین دیالوگ های سینما در جهان (سری ۱۵)

خوشبختی اون چیزی نیست که کسی از بیرون ببینه، خوشبختی تو دل آدمه.
دل که خوشبخت باشه، خوشبختی.
 
روسری آبی | ۱۳۷۳ | رخشان بنی اعتماد
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

پاتریشیا: خیلی بده!
میشل: چی؟
– لو دادن مردم
– نه، طبیعیه، لو دهنده‌ها لو میدن
دزدها می‌دزدند
قاتل‌ها آدم می‌کشند، عاشق‌ها عشق می‌ورزند.
 
Breathless | 1960
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

– خسته م …
فکر می‌کردم با یه شب خوابیدن حل میشه، ولی مثل اینکه بیشتر از این حرف است …
 
Inside Llewyn Davis |2013
 
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

سرباز لهستانی: این آلمانیه. بکشینش!
پیانیست لهستانی: نه. من یهودیم. لهستانی‌ام!
سرباز لهستانی: چرا کت آلمانی‌ها تنته؟
پیانیست لهستانی: سرده. هوا سرده!
 
The Pianist | 20۰۲
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

تماس فرت: تحقیقات ما نشان داد اینجا روی زمین عده ای هستند که می‌روند چهار (شش) سالِ زمینی وقتشان در محیطی به نام دانشگاه می‌گذرانند به اسم درس و خواندن و یاد گرفتنِ کاری برای درآوردن پول! اما آنجا همه کار می‌کنند غیر از یاد گرفتن درسی که بتوانند باهاش پول در بیاورند. بعد از چهار سال کاغذی زیبا و رنگی به آن‌ها داده می‌شود که به گفته فرید، آن را در دهانهٔ کوزه ای سفالین گذاشته و بعد برمی دارند و از آن کوزه آب می‌خورند. گفته شده که آن را شب نیز زیر بالش خود قرار می‌دهند و می‌خوابند تا خواب‌های خوش ببینند. چون نه جایی هست که آن کاغذ به دردشان بخورد نه آن‌ها خودشان واقعاً آن چیزی هستند که در کاغذ نوشته شده.
 
مسافران | رامبد جوان | ۱۳۸۸
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

فرانک: همه چیزِ تو عالی و بدون نقصه.
آرین: من خیلی لاغرم، چونه‌ام یه کم جلو هست، دندونام کجه و گردنم زیادی درازه.
فرانک: شاید، ولی من عاشق ترکیبی هستم که همهٔ این‌ها باهم می‌سازند.
 
Love in the Afternoon | 1957
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

مکس رید: معلمم میگه زیبایی در درون ماست.
فلچر (جیم کری): این از اون حرفاییه که آدمای زشت می‌زنند.
 
دروغگو، دروغگو | Liar Liar |1997
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچکس به ارث نبرده‌ام. من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم می‌خواهد مجسم و انتخاب کنم. خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم و اتفاقاً خیلی هم شوخ است.
 
بابا لنگ دراز | My Daddy Long Legs | 1990
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

واسه عاشق شدن باید تو حال و هوای عاشقی باشی، مهم فقط پیدا کردن شخص درست نیست؛
مهم زمانیه که اونو می‌بینی…
 
۲۰۴۶ |Wong Kar-wai | 2004
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

در این دنیا برای کفری کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سخت تر کنند راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی.
 
پرواز بر فراز آشیانه فاخته | ۱۹۷۵ | One flew over the Cuckoo’s Nest
 
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

گاهی اوقات یه اتفاقی تو زندگیت میفته، که زندگیت رو دو قسمت میکنه
قبل از اون اتفاق و بعد از اون اتفاق
 
True Detective |2014
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

تدی: میدونی، اینجا منو به فکر فرو میبره.
چاک: چه فکری رییس؟
تدی: کدوم بهتره؟ زندگی کردن مثل یک هیولا یا مردن مثل یک مرد خوب..
 
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

جف جفریز (جیمز استوارت): یه مرد چرا باید تو یه شب بارونی با یه چمدون، سه بار از آپارتمانش بیاد بیرون و دوباره برگرده تو؟
لیزا (گریس کلی): شاید از روش خوش آمدگویی زنش خوشش میاد!
 
پنجره پشتی | ۱۹۵۴Rear Window |
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

پولاد کیمیایی: تو نشئگی تو با ماشین بابات رفتی اما من خماریامو پیاده طی کردم.
 
رئیس | مسعود کیمیایی | ۱۳۸۵
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی
 

مالون: اگر می‌ترسی بهت سیب خراب قالب کنن، اونو از تو جعبه نخر، از درخت بچینش.
 
تسخیرناپذیران | The Untouchables | 1987
 
Dialogue of memorable films٬ دیالوگ های به یادماندنی در سینما٬ دیالوگ های به یادماندنی فیلم ها٬ دیالوگ های قشنگ٬ متن برای فیسبوک٬ متن های فلسفی

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: