خوشا به حالت ای روستایی! (طنز)

شعری از معلم عزیز علیرضا محمدی در کتاب سودای عشق، طارم زنجان، به ویژه که الان حقوق روستا و شهر برابر است و به افتخار معلمانی که بعد از ۲۰ سال به خاطر اجرای ۶ ۳ ۳ در روستاهای اولین سال خدمت خود اجباری سازماندهی شدند.

خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خندان چه باصفایی
گر روی آرد بر تو بلایی
نه یک طبیبی نه یک دوایی

خوشا به حالت ای روستایی
در زندگانی اندر جفایی
خوشابه حالت ای روستایی

آب و هوایت بسیار عالی
 اما غذایت خالی و خالی
هم بی معینی هم بی پناهی
خوشا به حالت ای روستایی

نه برق داری نه راه ماشین
همیشه نالان همیشه غمگین
چند روز و چند شب بی قند و چایی
خوشا به حالت ای روستایی

در شهر باشد صدگونه نعمت
در روستاها صد رنج و محنت
برکوه و دره بنما نگاهی
خوشا به حالت ای روستایی

از کار و کوشش آرام نداری
بهر نظافت حمام نداری
نه استراحت نه یک رفاهی
حوشا به حالت ای روستایی

ناشاد و نالان در کوهساران
در آن بیابان مبهوت وحیران
دنبال گله درهوی وهایی
خوشا به حالت ای روستایی

یک نوش قریه صد نیش دارد
صدگونه مشکل در پیش دارد
دردت زیاد است درمان نداری
خوشا به حالت ای روستایی

هفتاد واندی عمرت گذشته
رشته ی عمرت دیگر گسسته
آید اگرمرگ اکنون رضایی
خوشابه حالت ای روستایی

محمدی هم روستا نشین است
یک روز شاد است شش روز غمین است.

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: