داستان های کوتاه

داستان آموزنده,داستان های آموزنده,داستان های کوتاه,حکایات آموزنده,حکایت های زیبا,حکایت های جالب,حکایت های تاریخی,حکایت مذهبی,حکایت های قشنگ,حکایت عبرت انگیز

حکایت سر خر و جام شراب

حکایت زنبوری که زبان خر را نیش زد

رﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩی ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ می‌رفت. ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ بودند ﻭ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ می‌بندند ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻣﯽ...

ادامه نوشته »

حکایت چوپان ساده دل

حکایت پولی که چوپان به یک تاجر داد مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت می کرد.یک روز صاحب گوسفندان...

ادامه نوشته »