باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست
درددل می کنم این بار که وقت گله هاست

جاده ها نیز مرا از نفس انداخته اند
پای من خسته ی پیمودن این فاصله هاست

این طرف تاول پاهای زمین گیر من است
آن طرف خط غبار گذر قافله هاست

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
گریه هم پاسخ تلخی به همین مسئله هاست

تا فراموش شدن مانده ام و می مانم
مرگ پایان من و قصه کم حوصله هاست

 

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

می‌میرم ازین عشق و کسی را خبری نیست

بهترین شعر های عاشقانه, شعر عاشقانه زیبا, / میمیرم ازین عشق و کسی را خبری نیست...گسترده شد آفاق و مرا بال و پری نیست...می خندم و از خنده ام آویخته صد اشک ...می گریم و از اشک به چشمم اثری نیست...

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)