بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشی

بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشی

 

بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشی

شریک شادی و شعر و شب و شور و غمم باشی

نمی خواهم بجز چشم تو رازی بینمان باشد

دلم می خواهد آگاه از همه زیر و بمم باشی

دمادم عمر من اتلاف شد اسراف شد بی تو

بیا تا همدلم باشی، بیا تا همدمم باشی

شدم مات رخت ،چون مهره ی دشمن چه بد کیشی…

توقع داشتم تو قلعه ی مستحکمم باشی

اگر خاکم اگر آبم ،بدان من بی تو بی تابم

بیا تا کعبه ام باشی، بیا تا زمزمم باشی

به دل مهر تورا مثل علی یک عمر پروردم

مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی

درون دل غمی دارم، ز عشقت عالمی دارم

مبادا لحظه‌ای تو، خارج از این عالمم باشی

 

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

یک دیدگاه

  1. مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی (آه) (آه) (آه) (آه) (آه) (دلشکسته) (دلشکسته) (دلشکسته) (دلشکسته)




    ۰



    ۰

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)