بی تو من آن کهنه فانوسم که روشن نیستم…

منتظر بودم بیایی، آمدی، من نیستم

بی تو در هرحال، جز در حال رفتن نیستم

منتظر بودم، بیایی تا ببینی سالهاست

بی تو من آن کهنه فانوسم که روشن نیستم

کهنه فانوسی که قلب شیشه ای دارم، ولی

باد و باران خوب می دانند، آهن نیستم

همچنان، در سقف رویای تو می رقصم به شوق

ظاهرن خوبم، ولی در اصل، اصلن نیستم

 شیشه ها از دست باد و باده دلگیرند و من

چشم در راه توام ای مست و نشکن نیستم  !

این غزل، حالا که در فکر تو هستم، گفته شد

بی تو  اغلب جز همان  فانوس  الکن نیستم

خواب دیدم، روشنم کردی، ولی گفتی به ناز

خواب دیدی خیر باشد، من که این زن نیستم!

آمدی دیدی که دارد می رود یک روح پیر

خوب می دانم گمان کردی که آن من نیستم!

فانوس,شعر,شعر غمگین,شعر عاشقانه,شعر فانو

علیرضاسپاهی لایین

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:


کانال پزشکی دکتر سلام

کانال حرف حساب

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)