حکایت: الاغ ملانصرالدین

ملانصرالدین,ماجراهای ملانصرالدین,ملا نصرالدین,حکایت های ملا نصرالدین,حکایت های ملانصرالدین

مجله مراحم؛ روزی کسی نزد ملا آمد و از او درخواست کرد تا الاغش را برای ساعتی به او قرض بدهد .ملا که نمی خواست الاغش را قرض دهد گفت: الاغ اینجا نیست پسرم آن را به صحرا برده است.
در همین لحظه صدای عرعر الاغ بلند شد .
مرد همسایه گفت: تو که گفتی الاغ در صحرا است .پس این چه کسی است که عرعر می کند ؟
ملا با عصبانیت گفت: عجب آدمی هستی حرف پیرمردی مثل من را قبول نداری اما عرعر کردن یک الاغ بی شعور را باور میکنی؟

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: http://morahem.com/majale/?p=164174

  1. ❌دیدگاه های حاوی توهین یا تهمت به مسئولین جمهوری اسلامی ایران ثبت نمیشود
  2. ❌توهین به دیدگاه های دیگران ثبت نمیشود
  3. ❌توهین به قومیت ها و مذهب ها ثبت نمیشود

⭕️لطفا اگر دیدگاهی که شامل موارد ذکر شده سهواً توسط مجله مراحم ثبت شده بود در همان صفحه اطلاع دهید

⭕️لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)