حکایت: دعای الاغ برای مرگ صاحبش

حکایت دعای الاغ برای مرگ صاحبش

حکایت اموزنده مثنوی معنوی مولانا

حکایت دعای الاغ برای مرگ صاحبش

الاغی دعا کرد ؛ صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه خود خلاصی یابد ….
صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت :
ای خر !!
با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود ،
برای رهایی خویش ، دعا کن که از خریت خود ، بیرون شوی …..
” مثنوی معنوی مولانا “

همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست !
اسارت به میله های دورت نیست ؛
به حصارهای دور تفکرت است !

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

حکایت استخاره و پس گردنی

حکایت استخاره و پس گردنی

یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت: روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره...

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)