سرخط خبرها

حکایت: شاه عباس و تنباکو پهن اسب

حکایات شاه عباس صفوی

 

نقل است شاه عباس صفوي، بزرگان كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از پهن اسب استفاده كنند.

 ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند!

شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقليان ها با بهترين تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برايمان فرستاده است.»

همه از تنباكو و عطر آن تعريف كرده و گفتند: «براستي تنباكويي بهتر از اين نمي‌توان يافت.»

شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت:
« تنباكويش چطور است؟»

رئيس نگهبانان گفت:
«به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام!»

شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت:
«مرده شوي تان ببرد كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد

  • لینک این صفحه برای اشتراک گذاشتن : http://morahem.com/majale/?p=149061
  • راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

    یک دیدگاه

    1. حکایت مملکت ماست

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    (گل) 
    (شکلک) 
    (بی تقصیر) 
    (ماااچ) 
    (دلشکسته) 
    (تعجیب) 
    (عصبانی) 
    (پز) 
    (گریه) 
    (خنده) 
    (مارو گرفتی؟) 
    (خنده زیاد) 
    (عینک) 
    (بغض) 
    (هیس) 
    (قهر) 
    (خمیازه) 
    (تمایل) 
    (چونه خاروندن) 
    (تشویق) 
    (شاکی بودن) 
    (آه) 
    (زبون) 
    (کلاه) 
    (بای بای) 
    (دراز شدن دماغ) 
    (مو کندن) 
    (نگاه) 
    (سوال) 
    (سوت) 
    (دلخور) 
    (غمگین) 
    (چشمک) 
    (خجالتی) 
    (تماشا) 
    (مسخره) 
    (عشق) 
    (شادی) 
    (لایک) 
    (ضایع شدن)