حکایت کمونیست شدن ملا نصرالدین

حکایت کمونیست شدن ملا نصرالدین

حکایت های ملا نصرالدین

ملانصرالدین,ماجراهای ملانصرالدین,ملا نصرالدین,حکایت های ملا نصرالدین,حکایت های ملانصرالدین

ملا نصرالدین کمونیست شده بود.
از او پرسیدند: ملا میدونى کمونیسم یعنى چه؟
گفت: بله میدانم.
گفتند: میدانى اگر دو تا اتومبیل داشته باشى و یکى دیگر اتومبیل نداشته باشد، ناچار خواهى بود یکى از آن دو را بدهى؟
گفت: بله کاملاً حاضرم همین حالا این کار را بکنم.
گفتند: میدانى اگر دو تا الاغ داشته باشى باید یکى را بدهى به کسى که الاغ ندارد!
گفت: نه! با این مخالفم! این کار را نمى توانم انجام دهم.
گفتند: چرا این که همان منطق است و همان نتیجه؟
گفت: نه این همان نیست؛ چون من الان دو تا الاغ دارم ولى دو تا اتومبیل که ندارم!

❗️بسیارى از مردم تا زمانى به شعارهاى زیبایشان پایبند هستند که منافع خودشان در خطر نباشد.
آنها قشنگ حرف میزنند اما در مقام عمل، هرگز بر اساس آنچه میگویند رفتار نمى کنند.




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)