حکایت آهنگر با ایمان

داستانک: آهنگر با ایمان

 

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار

 

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید


✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

آیا مسلمان در بین شما هست

آیا مسلمان در بین شما هست ؟

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

۳ دیدگاه

  1. (لایک) (لایک) (لایک) (لایک)




    ۰



    ۰
  2. (لایک) (لایک) (لایک) (گل) (گل) (گل) (گل)




    ۰



    ۰

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)