داستانک: قصاب بخشنده و مرد ثروتمند خسیس

حکایت زود قضاوت کردن,حکایت قصاب بخشنده,حکایت مرد ثروتمند

مجله مراحم؛ انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمی‌کرد.
فرزندی هم نداشت و تنها با همسرش زندگی می‌کرد .
در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان میداد .
روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر می‌شد .
مردم هر چه اورا نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخواهی در جواب میگفت : نیاز شما ربطی به من ندارد بروید از قصاب بگیرید
تا اینکه او مریض شد، احدی به عیادت او نرفت ؛ این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود .
همسرش به تنهایی او را دفن کرد؛ اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد !
او گفت : کسی که پول گوشت را میداد دیروز از دنیا رفت !!




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

یک دیدگاه

  1. جالب بود-درس عبرت برا عبرت آموزان

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)