داستانک: کدخدا و حسنک

داستانک: کدخدا و حسنک

 

کدخدا ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ده ﮔﻔﺖ : ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ، ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ !
ﺣﺴﻨﮏ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﮔﻨﺪﻡ ﻭ ﺷﯿﺮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﭼﻪ ﺷﺪ؟
آب برای زمین های کشاورزی نیست چاه که گفتی چه شد؟
ﻣﺴﮑﻦ ﭼﻪ ﺷﺪ؟

کدخدا ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!
ﯾﮑﺴﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ کدخدا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ : ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ! ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ!

ﮐﺴﯽ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪ ﮔﻨﺪﻡ ﻭ ﺷﯿﺮ ﻭ چاه ﻭ ﻣﺴﮑﻦ ﭼﻪ ﺷﺪ !
ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺣﺴﻨﮏ ﭼﻪ ﺷﺪ…؟

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:


کانال پزشکی دکتر سلام

کانال حرف حساب

۴ دیدگاه

  1. مهرداد از کرمان

    توی این هوای گرم واقعا حال داد خیلی خنک و یخ بود ادامه بده مراحم




    0



    0
  2. خییییییییییییییییییییلی باحال بود (تشویق)




    0



    0
  3. قشنگ و با معنا بود

    البته توی برنامه طنز دکتر سلام هم گفته شد




    0



    0
  4. (عینک) واقعا حسنک چه شد؟؟؟




    0



    0

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)