سرخط خبرها

داستان: آگهی فروش خانه

داستان: آگهی فروش خانه

مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند.
دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند.

(( خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، بام سه گوش، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع. کاملا دلخواه برای خانواده های بچه دار ))

صاحب خانه گفت دوباره بخوان!
مرد اطاعت کرد و متن آگهی را دوباره خواند و صاحب خانه گفت : این خانه فروشی نیست!!!

در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی ، ولی تا وقتی که تو نوشته هایت را نخوانده بودی نمی دانستم که چنین جایی دارم.

نتیجه: خیلی وقت ها نعمت هایی را که در اختیار داریم را نمی بینیم چون به بودن با آنها عادت کرده ایم ، مثل سلامتی ، مثل نفس کشیدن ، مثل دوست داشتن ، مثل پدر ، مادر ، خواهر و برادر ، فرزند ، دوستان خوب و خیلی چیزهای دیگه که بهشون عادت کردیم …….

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: http://morahem.com/majale/?p=151634

یک دیدگاه

  1. عالی بود مراحم عالییییییییی (گل) (گل)

  1. ❌ دیدگاه های حاوی توهین یا تهمت به مسئولین جمهوری اسلامی ایران ثبت نمیشود
  2. ❌ توهین به دیدگاه های دیگران ثبت نمیشود
  3. ❌ توهین به قومیت ها و مذهب ها ثبت نمیشود

⭕️ لطفا اگر دیدگاهی که شامل موارد ذکر شده سهواً توسط مجله مراحم ثبت شده بود در همان صفحه اطلاع دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.