سطل میوه یا سطل آشغال؟

داستانک: سطل میوه یا سطل آشغال

 

روزی مردی برای خود خانه‌ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه‌ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت
و همیشه سعی می‌کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه‌اش و ریختن آشغال آزارش می‌داد.
یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است.
سطل را تمیز کرد ، برق انداخت و آن را از میوه‌های تازه‌ی حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد.
وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار برای دعوا آمده است.
وقتی در را باز کرد، مرد به او یک سطل پر از میوه‌های تازه داد و گفت: هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می‌کند که از آن بیشتر دارد.

تو چه چیزی را با دیگران قسمت می‌کنی؟
غم و اندوه یا شادی و سرور؟ خشم و نفرت یا عشق و محبت؟ بدی یا نیکی؟ رنج یا آرامش و آسایش؟

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:


کانال پزشکی دکتر سلام

کانال حرف حساب

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)