قایقی ساخته ام.. جنسش از راز و نیاز

قایقی ساخته ام.. جنسش از راز و نیاز

قایقی ساخته ام.. جنسش از راز و نیاز

 قایقی ساخته ام..
جنسش از راز و نیاز
بادبانش از صبر، دکلش از ایمان
در شبی مهتابی _
سفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغاز
دل به امواج بلا خواهم داد…
اگرم ساز مخالف زند و باد به همراهی طوفان خواهد
که مرا منصرف از راه کند
راه بیراهه کند، مضطر و درمانده کند
 باکی نیست
من به همراه دعایی دارم
و به دل قطب نمایی دارم
و اگر در طی راه،،
به عنادی شکند زورق امید مرا گردابی
  باز اندوهی نیست
بازوانی دارم
میزنم آب و شنا می کنم و میدانم
که «« خدایی »» دارم
که اگر خسته شدم دست گیرد بی شک
و به ساحل برساند به یقین….

 

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: http://morahem.com/majale/?p=132228

2 دیدگاه

  1. فاطمه از انزلی

    خیلی قشنگ بود مزسی

  2. سمانه از کرمان

    عالی بود مراحم جان لاااااااااااایک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.