ماجرای پررو بازیه کلاغه و فیل

یه کلاغ و یه فیل سوار هواپیما بودن، کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه تو صورت مهموندار!
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه”  پررو بازی!

چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه تو صورت مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه، پررو بازی!

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره فیل به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه، مهموندار رو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه تو صورت مهموندار!
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ فیل میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه، پررو بازی!
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش پایین! فیله شروع به داد و فریاد میکنه، کلاغه بیدار میشه و بهش میگه:آخه فیل گنده ی بی مغز! تو که بال نداری مجبوری پررو بازی دربیاری؟!!

نکته مدیریتی: پیش از تقلید از دیگران، منابع خود را به دقت ارزیابی کنید.

مدیریت نوین




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

یک دیدگاه

  1. نوشین از کرج

    باحال بود (خنده)

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)