سرخط خبرها

مادر و دختری که بدکاره بودند! (داستانک)

مادر و دختری که بدکاره بودند! (داستانک)

روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام روبروى خانه ى من یک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نیز شب مردان متفاوتى آنجا رفت و آمد دارند، مرا تحمل این اوضاع دیگر نیست. عارف گفت شاید اقوام باشند؛ گفت نه من هرروز از پنجره نگاه میکنم گاه بیش از ده نفر متفاوت میایند بعدازساعتى میروند.
عارف گفت کیسه اى بردار براى هر نفر یک سنگ درکیسه انداز، چند ماه دیگر با کیسه نزد من آیى تا میزان گناه ایشان بسنجم. مرد با خوشحالى رفت و چنین کرد. بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت من نمى توانم کیسه را حمل کنم از بس سنگین است، شما براى شمارش بیایید. عارف فرمود یک کیسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى حمل کنی چگونه میخواهى با بار سنگین گناه نزد خداوند بروى؟ حال برو به تعداد سنگها حلالیت بطلب و استغفارکن. چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعدازمرگ وصیت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند. اى مرد آنچه دیدى واقعیت داشت اما حقیقت نداشت. همانند تو که در واقعیت مومنی اما درحقیقت شیطان …

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

4 دیدگاه

  1. هزاره نوين

    ياد بگيريم زود قضاوت نكنيم ! !

  2. این جور ادما که خودشو مومن و خوب و بالاتر از همه میدونن نفرت انگیزترین و متعفن ترین ادمای روی زمینن (عصبانی)
    فکر میکنن بنده خاص خدا هستن و همه ایراد دارن و فقط خودشون کارشون درسته اینجور ادما رو باید له کرد اونم با تریلی 19 چرخ
    زاپاسشم حساب کردم (ضایع شدن)

  3. در نمازم قبله ، گاهي پشت و روست کافر عشقم ، مسلمان نيز هم

    خب قابل توجه ..دوستاني مثل ..ابوالفضل ..من از خونمون و ……

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)