مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیت

 

http://www.abartazeha.ir/wp-content/uploads/2014/10/asheghane-20m-12.jpg

 

مرا به خلسه میبرد  حضور ناگهانیت

سلام وحال پرسی و شروع خوش زبانیت

فقط نه کوچه باغ ما،فقط نه اینکه این محل

احاطه کرده شهر را شعاع مهربانیت

دوباره عهد میکنی که نشکنی دل مرا

چه وعده ها که میدهی به رغم ناتوانیت

جواب کن به جز مرا،صدا بزن شبی مرا

و جای تازه بازکن میان زندگانیت

بیا فقط خبر بده مرا قبول کرده ای

سپس سر مرا ببر به جای مژدگانیت

 

کاظم بهمنی

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

از وفا و مهربانی دم مزن، کار تو نیست

از وفا و مهربانی دم مزن، کار تو نیست

سازگاری با رفیقان ظاهرا کارِ تو نیست.... از وفا و مهربانی دم مزن، کارِ تو نیست.... تو شریک دزد بودی و رفیق قافله.... غارتم کردی ولی گفتی به من: کار تو نیست....

۲ دیدگاه

  1. برای کنار امدن با کسی که شما را نمی خواهد
    بایستی او را از مقام خدایی پایین اورد
    و او را انسانی دید همانند همه ی انسان ها ، و باید قبول کرد که او فقط در اندیشه ی ما بی نظیر است
    و این که اگر او را نمی دیدیم شاید کسی دیگر همانند او برایمان بی نظیر می شد
    و در نهایت باید گذشت و خود را ساخت تا اگر روزی موجودی بی نظیر وارد زندگی شد دلیلی برای داشتنمان داشته باشد و این که چه خوب است این دلایل اهن در هم تنیده شده و یا چهره ی ساختگی نباشد بلکه انسانیت و استعداد به بار نشسته ی ما و رویایی که در سر داریم باشد




    ۰



    ۰
  2. و او را انسانی دید همانند همه ی انسان ها ، و باید قبول کرد که او فقط در اندیشه ی ما بی نظیر است (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک) (لایک)




    ۰



    ۰

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)