مردی که انگشتان کودک خود را له کرد

مردی که انگشتان کودک خود را له کرد

 

این داستانی حقیقی است…

مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند
. ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود را دید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش رنگ براق ماشین را نابود می کند
. مرد به طرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد
. وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند .
 هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند ،
اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند .
وقتی که کودک به هوش آمد و باند های دور دست هایش را دید با حالتی مظلوم پرسید:
انگشتان من کی در میان؟
پدر به خانه برگشت و خودکشی کرد .
نتیجه اخلاقی. ……
دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید این داستان را به یاد آورید .
 قبل از آن که با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید کمی فکر کنید .
وانت را می شود تعمیر کرد . انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد .
 ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است . تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم تا آخر عمر دامان ما را می گیرد .

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: http://morahem.com/majale/?p=150216

  1. ❌دیدگاه های حاوی توهین یا تهمت به مسئولین جمهوری اسلامی ایران ثبت نمیشود
  2. ❌توهین به دیدگاه های دیگران ثبت نمیشود
  3. ❌توهین به قومیت ها و مذهب ها ثبت نمیشود

⭕️لطفا اگر دیدگاهی که شامل موارد ذکر شده سهواً توسط مجله مراحم ثبت شده بود در همان صفحه اطلاع دهید

⭕️لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

یک دیدگاه

  1. امیرآرمان(rabito3239@) از مشهد

    همونجا اگه مسلمون بود باید یه لعنت به شیطون با طعم لااله الا الله میگفت تا شیطون پدرسگ گورشو گم میکرد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)