حکایت وارد شدن ملانصرالدین به طویله

حکایت وارد شدن ملانصرالدین به طویله و حکایت ملانصرالدین وقتی وارد طویله میشد را در ادامه بخوانید.

حکایت وارد شدن ملانصرالدین به طویله

گویند زمانی که ملانصرالدین وارد طویله میشد درب میزد و به خرش سلام میکرد.

 همسایگانش او را دیدند و گفتند ای ملا این که الاغ است و چیزی از سلام نمیفهمد پس چرا به او سلام میکنی؟

 ملا گفت: بله میدانم که او خر است ولی من که آدمم! من بر حسب آدمیت و شعور خودم به او سلام میکنم و فرهنگ خودم را نشان میکنم

 ولی او خر است و بر حسب خریت خود پاسخ نمیدهد.

این حکایت زیبا و آموزنده درس بسیار مهمی به ما میدهد و نکته اخلاقی آن این است که نباید رفتار و بداخلاقی دیگران بر روی ادب و فرهنگ ما تاثیر بگذارد.

برخی از آدمها اینگونه بزرگ شده اند و بویی از انسانیت و شعور و فرهنگ نبرده اند.

ما باید رفتارمان با همه آدمها یکسان باشد و نباید شرایط محیطی آن را تغییر دهند.

حالا اگر به کسی احترام گذاشتید و او بی اعتنا بود اصلا ناراحت نشوید شما آدم بودن خودتان را ثابت کرده اید.

ملانصرالدین وقتی وارد طویله میشد

حکایت وارد شدن ملانصرالدین به طویله

حکایت وارد شدن ملانصرالدین به طویله

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)