حکایت: ملانصرالدین و خلافکاری که توبه کرده بود

حکایات ملانصرالدین٬ حکایت٬ حکایت آموزنده٬ حکایت توبه خلافکار و ملانصرالدین٬ حکایت های آموزنده٬ داستانهای آموزنده٬ سایت حکایت

بعد از نماز ملانصرالدین در بلندگو گفت :
میخواهم کسى را به شما معرفى کنم که قبلا دزد بوده،مشروب و مواد مخدر مصرف میکرده و هر کثافتکارى میکرده  ولى اکنون خدا او را هدایت کرده و همه چیز را کنار گذاشته است..
بعد گفت: بیا احمد جان بلندگو را بگیر و خودت تعریف کن که چطور توبه کردى!
احمد آمد و گفت:من یک عمر دزدى میکردم،معصیت میکردم خدا آبرویم را نبرد
اما از وقتى که توبه کردم این ملا برای من آبرو نگذاشته است!

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

چراغ راه نابینا,حکایت

حکایت کوری که چراغی در دست داشت “چراغ راه نابینا”

حکایت چراغ راه نابینا چراغ راه نابینا حکایت زیبا از کوری که چراغی در دست …

یک دیدگاه

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)