من خدایی دارم ، که در این نزدیکی است…

 
من خدایی دارم ، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها
مهربان ، خوب ، قشنگ
چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید ، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من
… او مرا می فهمد ، او مرا می خواند ، او مرا می خواهد …
خدای من “بهشتی ” دارد،
نزدیک ، زیبا، بزرگ
و به گمانم “دوزخی ” دارد
کوچک، بعید
و در پی دلیلی ست که ببخشد ما را
گاهی به بهانه یک دعا . . .

 

من خدایی دارم ، که در این نزدیکی است...




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

یک دیدگاه

  1. مهرداد از کرمان

    خیلی جالب بود مراحم دمت گرم ،اصلا توی طبیعت که میری مخصوصا کوه و دشت احساس میکنی که به خدا نزدیکتری شاید به همین خاطره که خدا با پیامبراش و افراد خاص بیشتر در کوه و دشت ارتباط برقرار میکرد مثل پیامبر خودمون در غار حرا، موسی در بیابان سینا، حضرت مریم در دامنه کوه، اصحاب کهف،…..

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)