گاهی وقت ها نوشتنت نمی آید

http://www.wikijavan.com/wp-content/uploads/2015/11/%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-22.jpg

 

گاهی وقت ها نوشتنت نمی آید
 چای هم برایت تلخ است
 حتـی
 با هزاران قاشق شکر..

 از همه روزهای ملال آور
 نسیم های بی خبر هم خسته ای
 حوصله ی خودت را هم نداری

 تفال های حافظـ هم برایت بی معنی ست
 بغضت هم نمی شکند
 سهراب هم دردی برایت دوا نمی کند

 باران هم نمی بارد
 دلت
 دو رکعت نماز اشک می خواهد
 می خوانی ؛

 دو رکعت هم نه، چهار رکعت
 اما
 بازهم؛ نوشتنت نمی آید

خدایا مثل همیشه خودت بنویس
که نوشته هایت زیباترین تقدیر بنده هایت میشود
بنویس تا با نوشته هایت ارام شوم

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

۴ دیدگاه

  1. حالم این روزا خیلی گرفته س،‌خدایا منو به حالم خودم وا نگذار




    ۰



    ۰
    • آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
      حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

      دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
      تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

      سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
      آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

      ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
      ای وای ، های های عزا در گلو شکست

      آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
      خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

      ” بادا ” مباد گشت و ” مبادا ” به باد رفت
      ” آیا ” ز یاد رفت و ” چرا ” در گلو شکست

      فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
      نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

      تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
      بغضم امان نداد و خدا …. در گلو شکست




      ۰



      ۰

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)