کجای قصه جا ماندی…

 اشعار عاشقانه

 
http://morahem.com/majale/wp-content/uploads/2016/10/236x291_1472416528002313.jpg

 اشعار شاعران معاصر

 
 
کجای قصه جا ماندی
که به خودم آمدم و
رد پایت شد همه هستی ام …
تو دویدی یا من ؟
من جا ماندم یا تو ؟
این ردِ پا کی پای بغض هایم
مُهر شد ؟
تو حرمت شکستی یا من ؟
تو بی وفا شدی یا من ؟
جناق محبت را که با من شکستی ،
شرط فرامو‌شی را حسرت گذاشتی ؟
که حالا بغض به جانم بتازاند ؟
حالا من ماندم و تو
و درد بی درمان هجرت …
حالا تو ماندی و یادت
و یک خاطره بی شفقت …
حالا دنیا ماند و دل
و یک نشانی از حسرت …

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:


کانال پزشکی دکتر سلام

کانال حرف حساب

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال: علی از تهران

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)