یادش بخیر قدیما…

خانه قدیمی,خونه قدیمی با صفا,

 

قديما شبا تو پشت بوم ميخوابيديم و ستاره ها رو مي شمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود.
اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاريامونو مي شمريم!

قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنياي رنگي،
اين روزا تلويزيوناي رنگي و سه بعدي و يه دنياي خاكستري!

اون موقعا  اگه نون و تخم مرغ تموم ميشد راحت مي پريديم و زنگ همسايه مي زديم و كلي باهاش مي خنديديم
اين روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر ميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليك كنيم!

قديما از هر فرصتي استفاده مي كرديم كه با دوستا و فاميل ارتباط داشته باشيم چه بانامه و چه حضوري.
اين روزها با “بهترین دستگاه های رسانه ای” هم ارتباط با هم نداريم!

قديما تو يه محله جديد هم كه مي رفتيم با دقت و اشتياق به همه جا نگاه مي كرديم.
اين روزها دنيا را از پشت دوربيناي عكاسي و فيلمبرداري مي بينيم!

قديما تو قديما موند..

 

http://www.axgig.com/images/31533493790235861637.jpg

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: http://morahem.com/majale/?p=152467

4 دیدگاه

  1. بازم من

    (دلشکسته) (گریه)

  2. واااای خونه های حیاط دار مادر بزرگ (گریه) (گریه)

    یه لگن بزرگ اب دوغ خیار (گریه) (گریه) (گریه)

    دورهمی های بچه گونه خونه مادربزرگا (گریه) (گریه) (گریه)

    بازی با بچه های فامیل و اذیت کردن پسرای فامیل چه کیفی میداد حرصشون میدادیم (خنده زیاد) (خنده زیاد) (خنده زیاد)

    • مسعودازتهران

      شماتولگن آبدوغ خیارمیخوردید؟

      • (خنده زیاد) (خنده زیاد) (خنده زیاد) (خنده زیاد)

        نه منظورم کاسه های سفالی بزرگ هست ،ابی رنگن ،خوشگلن، اوناست (ضایع شدن) (ضایع شدن) (مسخره) (مسخره) (مسخره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.