یه کم وقت بده به خودت…

گاهی زندگی می‌شه مثه یه خونه‌ی بعد از مهمونی.
کثیف و به‌هم‌ریخته با یه خروار ظرفای نشسته و کف جارو نکرده و مبلای کج و کوله شده و…
یه زمانی آدم انرژی داره،  همون موقع که آخرین مهمون درو بست رفت،
 شروع می‌کنه به تمیزکاری و جمع و جور، آخرشم خسته و کوفته با وجدانی آسوده می‌گیره می‌خوابه.

یه زمانی می‌بینی اصلا حوصله ش رو نداری  و بی خیال تمیزکاری میشی
-این‌جور وقتاش که لم دادی وسط کلی کلاف درهم یه جور آسودگی برات میاره که بد نیست.
 اصلا یه وقتایی خیلی هم خوبه. مثه تعویض روغن می‌مونه.
که آدم لازمش داره تا دوباره موتورش جون بگیره،تا بتونه دوباره سر پا وایسته.
 یه وقتایی نمی‌شه که نمی‌شه، راه نداره!
بد نیست آدم بشینه با دو تا چشم باز این‌همه بن‌بست‌رو ببینه و بپذیره وجمله ی «همینیه که هست» رو مثه آدم تجربه کنه.
 یه خورده که بهش فرصت بدی، خودش مثه بچه‌ی آدم پا می‌شه همه چیو می‌کنه مثل روز اول. یه کم وقت بده به خودت

 

یه کم وقت بده به خودت,آرامش

 

 

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: