یک قدم مانده که تا خشک شود خاک تنم…

شعر پاییزی

http://morahem.com/majale/wp-content/uploads/2016/09/fu2193.jpg

یک غزل مانده

یک غزل مانده که من شاعر پاییز شوم
از خودم دل بکنم سرد و غم انگیز شوم

یک قدم مانده که تا خشک شود خاک تنم
ناله ی سرد گل و نعره ی جالیز شوم

شاخه ام لانه ی عشق و غزل و خاطره بود
باید از جور زمان بی کس و ناچیزشوم

پُرم از نعره ی خاموش و پراز خش خش برگ
وقت آن است که از فاجعه لبریز شوم

زیر شلاق خزان برگ و برم می ریزد
یک قدم مانده که با مرگ گلاویز شوم

 

 

راستی! کانال خبری مجله مراحم راه اندازی شد اینجا کلیک کنید و عضو شوید




✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

همچنین ببینید

اشعار عاشقانه , انواع شعر

نوبهارم کوچ کرده، از پرستوها بپرس…

نوبهارم کوچ کرده، از پرستوها بپرس... برکه‌ای خشکیده‌ام، از دستة قوها بپرس..

پاسخ دهید

لطفا نام شهر خود را ذکر کنید مثال (علی از تهران)