سرخط خبرها

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟


تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟

آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟


مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟

می نویسم من عاشق فقط از قصّه ی تو
در غزل های من افسانه شدن را بلدی؟


اشک شب های سحر سوخته ام پیش کشت
تلخی گریه ی مردانه شدن را بلدی؟

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

۴ دیدگاه

  1. چند بارد غم دنیا به تن تنهایی

    وای بر من تن تنها و غم دنیایی

    تیرباران فلک فرصت آنم ندهد

    که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی

    لاله ئی را که بر او داغ دورنگی پیداست

    حیف از ناله معصوم هزارآوایی

    آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی

    گر چه انگیختم از هر غزلی غوغایی

    من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت

    در همه شهر به شیرینی من شیدایی

    تا نه از گریه شدم کور بیا ورنه چه سود

    از چراغی که بگیرند به نابینایی

    همه در خاطرم از شاهد رؤیائی خویش

    بگذرد خاطره با دلکشی رؤیایی

    گاه بر دورنمای افق از گوشه ابر

    با طلوع ملکی جلوه دهد سیمایی

    انعکاسی است بر آن گردش چشم آبی

    از جمال و عظمت چون افق دریایی

    دست با دوست در آغوش نه حد من و تست

    منم و حسرت بوسیدن خاک پایی

    شهریارا چه غم از غربت دنیای تن است

    گر برای دل خود ساخته ای دنیایی

    (دلشکسته) (دلشکسته) (دلشکسته)

    تقدیم با احترام به دوستان مجله مراحم

    عشق اگر آن باشد دل های صاف و ساده می خواد و بس

    Thumb up 2 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)