سرخط خبرها

حکایت: مرد مذهبی اما نادان

حکایت: مرد مذهبی اما نادان

از مردی مذهبی که ایمان راسخی به خدا داشت لطیفه ای حکایت می کنند .
او هر روز خدا را دعا و نیایش می کرد و معتقد بود اگر جایی مشکلی بروز کند خدا او را از مهلکه نجات می دهد.
یکی از روزها بارندگی شد روستای مرد راسیل گرفت وهمه شتابان پا به فرار گذاشتند چند نفر با اتومبیل از کنار او می گذشتند به او اصرار کردند که سوار اتومبیل شود و جانش را نجات دهد .
اما مرد جواب داد: خداوند مرا نجات می دهد.
آب طیقه اول ساختمان را فرا گرفت .مرد مجبور شد به طبقه دوم برود تا غرق نشود .قایقی از راه رسید به مرد اصرار کردند که با آنها برود و جانش را نجات دهد . جواب داد متشکرم خداوند مرا نجات می دهد.
دیری نگذشت مجبور شد برای نجات از سیل به پشت بام برود .
هیلکوپتری رسید خلبان فریاد کنان به او گفت: طنابی پایین می فرستم آن را بگیر تا تورا بالا بکشم . مرد جواب داد : از لطفت متشکرم اما خداوند مرا نجات می دهد .
چند دقیقه بعد آب بالاتر آمد و مرد را غرق کرد وروزقیامت مرد به بهشت رفت و خداوند را دید.
خدا گفت: قرار نبود اینجا باشی ! اجلت فرا نرسیده بود اینجا چه می کنی؟ مرد به خدا گفت: هرچه منتظر ماندم که مرا نجات دهی این کار را نکردی من به تو ایمان داشتم !فکر میکردم نجاتم می دهی اما ندادی! چه اتفاقی افتاده بود ؟
خداوند جواب داد : برایت یک اتومبیل ، یک قایق و یک هلیکوپتر فرستادم دیگر چه می خواستی؟؟؟

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

۵ دیدگاه

  1. عاطفه از اصفهان

    خخخ (خنده زیاد)

    عاااشقتم مراحم

    Thumb up 11 Thumb down 2

  2. معصومه از بهبهان

    عالی بوود (تشویق)

    Thumb up 15 Thumb down 2

  3. مراحم بوسسسسسسسسسس

    Thumb up 4 Thumb down 0

  4. عاشقتم خدا

    Thumb up 3 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)