سرخط خبرها

حکایت چوپان خالی‌بند

ماهنامه خط خطی – علی زراندوز:
 
 
دولت قبلی
 
کاریکاتور احمدی نژاد
 
 
یکی بود، یکی نبود. غیر از یک دولت پاکدست و خدمتگزار، کسی نبود! در دهی، چوپانی زندگی می کرد که گوسفندان مردم را به چرا می برد. روزی، چوپان خواست سر به سر مردم ده بگذارد و داد بزند: «آی گرگ! آی گرگ!» اما همین که دهانش را باز کرد، یک نفر از لای بوته ها بیرون پرید و گفت: «داداش، تا دهنت بازه، این آمار پیشرفت در پروژه های عمرانی، مسکونی، بنادر، کشتی رانی، مواد غذایی، شرکت های دارویی، نفت، گاز، پتروشیمی، جاده سازی و غیره رو هم داد بزن!»
چوپان که از خواندن آمار خوشش می آمد و فکر می کرد با داد زدن این آمار، در میان مردم ده اعتباری پیدا می کند، آماری که دستش داده بودند را داد زد! وقتی مردم ده صدایش را شنیدند و به سمتش آمدند، از او پرسیدند: «حالا، این ها که گفتی کو؟» چوپان هر چه دور و برش را نگاه کرد، چیزی جز صحرا، درخت، بوته و دهشان ندید. آمد بگوید این آمارها را یک نفر، که از لای بوته ها بیرون آمده بود، داده دستش، ولی آن مرد را هم پیدا نکرد! خلاصه دردسرتان ندهم، این طوری شد که مردم ده، از ان روز به بعد، چوپان دهشان را «چوپانِ آمار خالی بندی بده!» لقب دادند!

 
 
دولت فعلی!
 
کلیپ روحانی
 
وقتی چوپان قبلی مدت خدمتگزاری اش تمام شد و جایش را به چوپان جدید داد، چوپان تازه خواست کمی سر به سر مرده ده بگذارد و فریاد بزند: «آی گرگ! آی گرگ!» ولی متوجه شد اصولا گوسفندی در چراگاه وجود ندارد که گرگ بخواهد به آن ها حمله کند. هر چه نگاه کرد، سگ گله را هم پیدا نکرد! با دقت بیشتری که نگاه کرد، دید چمن و سبزه های صحرا هم غیب شده اند!
 
کمی که دور و بر خودش را برانداز کرد، مشاهده کرد فلوت، خورجین، خر و ناهار ظهرش هم نیست! خواست به مردم ده خبر دهد که اصلا از چوپان قبلی چیزی تحویل نگرفته است که دید ای دل غافل! ده هم دیگر وجود خارجی ندارد! خلاصه، تنها چیزی که پیدا کرد یک خودکار خوش دست بود که جان می داد برای امضا کردن توافق، پیمان، قرارداد، بخشنامه و دستورالعمل.

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

۸ دیدگاه

  1. محمد از ساوه

    خخخ دهنت سرویس مراحم (خنده)

    Thumb up 3 Thumb down 0

    • یکی بود یکی نبود . یه مجله ای بود جیره خور دولت بود . خودش دروغ می گفت علیه دولت قبل و وقتی دروغشو در میاوردی کامنتارو حذف میکرد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ولی وقتی سایت های دیگه به دولت مورد حمایتش یه چیزی میگفتند فوری جبه میگرفت !

      Thumb up 6 Thumb down 2

  2. ناصر از قدیم

    شرمنده مراحم با این که خیلی خاطرت واسم عزیزه ولی کلا چرت و پرت گفتی، خلاصه ………….شر گفتی (شادی)

    Thumb up 6 Thumb down 3

  3. سوختی ای مراحم حامی دولت در تمام دوران
    وزرای بی عرضه دولت نا امید یکی پرپر می شوند لاف زن… (بای بای)
    (گل) ان مرد رفت (گل)

    Thumb up 5 Thumb down 4

  4. آخرش اونی که از لای بوته ها اومد بیرون و آمار را داد دست چوپان اولیه کی بود؟چرا غیب شد؟چه جوری غیب شد؟کجا رفت؟از کجا اومده بود؟هدفش چی بود؟همش زیر سر اون بوده دیگه
    واسه همین هست که داریوش میگه:
    از پس پرده نگاه کن مثل شطرنجه زمونه*****هرکسی مثل یک مهره توی این بازی میمونه
    .
    .
    .
    اونها که اول بازی توی خونه ی تو و من ***پیش پای اسب دشمن اون همه سرباز را چیدن
    همین امروز هم تو بازی میون شاه و وزیرند***هنوز هم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرند
    اون که مارا بازی میده اونی که مهره را چیده**اون که نه شاهه نه سرباز نه سیاهه نه سفیدههههههههههههههههههههههههههههه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. شاهپور بی خیالشو
    ناصر خوب گفت (گل)

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. فقط خدا زور دولت قبل و این دولت میکنه.
    ما که بیچاره شدیم. زورمونم به هیچکس نمیرسه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)