سرخط خبرها

مصاحبه با حسن یزدانی +تصاویر

مصاحبه با حسن یزدانی

حسن یزدانی در المپیک کاری کرد که همه ما چاره ای جز تحسین جسارت و مهارتش نداشتیم. او پا جای پای بزرگان گذاشت و حالا محبوب تر از آن است که معرفی شود.

حسن یزدانی؛ هیچ کس آقا تختی نمی شود
 
 

خودت را بیشتر معرفی می کنی؟

– حسین یزدانی هستم متولد هفتم دی ماه ۱۳۷۲ در منطقه جویبار.

دقیقا کدام روستا؟

– من در روستای «آلپوصحرا» متولد شدم و هنوز هم در این منطقه زندگی می کنم.

چند خواهر و برادر داری؟

– ما ۴ تا برادر هستیم و من هم یکی مانده به آخر هستم.

فقط تو کشتی می گیری؟

– یکی از برادران بزرگترم هم کشتی می گرفت ولی نه به اندازه من. یعنی خیلی حرفه ای پیگیری نکرد و به سراغ کارهای دیگری رفت.

از چه سنی کشتی را آغاز کردی؟

– از ۱۲ سالگی. البته در ۱۱ سالگی و در روستای خودمان کشتی را زیر نظر امید اسماعیل پور استارت زدم ولی بعد از یک سال زیر نظر همت مسلمی تمرینات اصلی تر را دنبال کردم و در همه این سال ها فقط با این مربی بودم.

کشتی ورزش سنگینی است. از این رشته خسته نشدی؟

– اوایل که به سراغ کشتی رفته بودم کمی باعث دلزدگی ام شد و خواستم از این رشته بیرون بیایم ولی بعد از شش ماه که کشتی را آغاز کرده بودم در اولین مسابقات قهرمان شدم و ترغیب شدم تا کشتی را ادامه بدهم. از آن به بعد هم همیشه مقام آوردم تا الان.

چه شد که به این رشته علاقمند شدی؟

– رضا یزدانی که فامیل خودمان بود و در کل در منطقه ما کشتی و فوتبال خیلی بین جوان ها طرفدار دارد و من هم از این قاعده مستثنی نبودم. وقتی می دیدم که با قهرمان این رشته چطور با احترام برخورد می شود و خودشان چطور بین مردم رفتار پهلوانانه داشتم، خوشم می آمد و دوست داشتم من هم مانند آنها باشم؛ به مسابقات بروم و مدال بگیرم.

 
 
 حسن یزدانی؛ هیچ کس آقا تختی نمی شود
 
 
چه نسبتی با رضا یزدانی داری؟

– پدران ما با هم پسرعمو هستند.

از چه زمانی سبک کشتی ات را تهاجمی کردی؟

– زمانی که از جوانان به بزرگسالان آمدم دیدم که کشتی دفاعی بیشتر از اینکه به خودم کمک کند، به حریفم این اجازه را می دهد که روی من فن بزند و به این دلیل ترجیح دادم که تهاجمی کشتی بگیرم تا افرصت فکر کردن را از حریفم بگیرم. وقتی تهاجمی کشتی می گیرید کشتی از دست حریف تان خارج می شود.

این سبک هجومی را تا فینال المپیک ادامه دادی، انتظار داشتی در فینال در ثانیه های پایانی نتیجه را تغییر بدهی؟

– خیلی تلاش کردم تا در فینال بهترین کشتی ام را بگیرم. البته گدویف در فینال ۳۰ ثانیه کشتی می گرفت و یک دقیقه و نیم استراحت می کرد. داوران خیلی به او کمک کردند تا بتواند برنده شود ولی لطف خدا شامل حال من شد تا بتوانم این دیدار را برنده شوم.

اعصابت را به هم ریخته بود؟

– خیلی!

چطور از نظر عصبی در فینال به هم نریختی؟

– به خاطر توصیه های خوب رسول خادم بود که دائم به من می گفت اصلا ناراحت نشوم، صبر کنم. او می گفت خونسرد باشم و من هم به حرف سرمربی ام گوش می کردم.

می گویند چون از سرش خون می آمده و تو با سر او کاری نداشتی، فدراسیون بین المللی کشتی به تو لقب تختی واقعی ایران را داده است. این لقب را دوست داری؟

– من تختی نیستم. هیچ کس آقا تختی نمی شود. او یک قهرمان بوده و من هم حسن یزدانی هستم. اهل لقب و این مسائل هم نیستم و دوست هم ندارم کسی به من لقب بدهد. حسن بهترین لقب دنیاست.

 
دوبنده ای که خونی شده بود و در فینال بر تن داشتی را داری؟

– بله آن را داشتم و الان پاک پاک است.

 
حسن یزدانی؛ هیچ کس آقا تختی نمی شود
دو بنده ات را نگه می داری یا اگر کسی از تو خواست آن را می دهی؟

– خیر! دو بنده ام را تا آخر عمر نگه می دارم. خیلی برایم عزیز است.

برنامه ات برای بعد از این چیست؟

– مطمئنا مسئولیت من از این پس بسیار سنگین تر است، چرا که حالا همه از من انتظار تداوم قهرمانی دارند و باید بتوانم به خوبی از جایگاه کنونی خودم دفاع کنم. البته در این مسیر باید همچنان از کادر فنی و تمامی مربیانی که برای من زحمات زیادی کشیدند قدردانی کنم، چرا که بدون کمک و همراهی آنان رسیدن به مدال طلای المپیک میسر نبود.

یعنی به مدال های بعدی فکر می کنی؟

– این مدال آغاز کار من است و با توجه به سن و سال کمی که دارم باید از این به بعد تلاشم را دو چندان کنم تا بتوانم این افتخار را برای ایران، بارها تکرار کنم.

در باشگاه با جوان ترها کار می کنی؟

– من در باشگاه جویبار کنار رده های پایه هستم و هر زمان لازم باشد، به آنها سر می زنم.

نمی ترسی که از بین همان جوانان و نوجوانان کسی بهتر از خودت بالا بیاید و شکستت بدهد؟

– هرگز! این طبیعت ورزش است که همواره نیروهای بهتر در حال رشد کردن هستند و هر چه الگوها بهتر باشند، نیروهای بعدی هم قدرتمندتر بالا می آیند و رشد می کنند.

حالا که قهرمان المپیک شدی همه روی فنونت کار می کنند تا ضد تکنیکت را بزنند. از این بابت نگرانی برای مسابقات سال عبد در جهانی نداری؟

– نه! من در مسابقات جهانی لاس وگاس از تکنیک سروته یکی استفاده کردم و در جام جهانی از فنون رکبی، در المپیک هم زیرگیری های سرعتی انجام دادم.من به لطف مربیانی که دارم به همه فنون آشنایی دارم و می توانم از همه آنها هر زمان که خواستم استفاده کنم.

کمی از اخلاقت بگو؟

– خیلی ساکت هستم و الان هم خیلی زیاد حرف زده ام چون معمولا این همه صحبت نمی کنم. در میهمانی های خانوادگی کمتر شرکت می کنم و عاشق تمرین کردن و ورزش هستم. درسم را می خوانم و سرم به کار خودم گرم است.

وقتی از المپیک برگشتی چه استقبالی از تو شد؟

– فقط همین قدر بدانید که تا یک هفته خانه مان از میهمان خالی نمی شد و همه دوستان، اقوام، از مناطق مختلف مازندران و خلاصه همه برای دیدار با من به خانه می آمدند.

 
حسن یزدانی؛ هیچ کس آقا تختی نمی شود

با ۳۰۰ سکه طلا چه می کنی؟

– نمی دانم. آن را به پدرم می دهم تا او برای آینده من سرمایه گذاری کند.

 
 

این مقدار جایزه برای کافی است؟

– من برای جایزه کشتی نگرفتم بلکه دوست داشتم بعد از سالیان سال که از مازندران قهرمانی طلایی در کشتی آزاد نداشتیم، یک مدال با ارزش برای هم استانی هایم بگیرم و اینکه الان آنها خوشحال هستند، بهترین جایزه ای است که به من داده شده.

پدرت چه کاره است؟

– من کشاورزاده ام و افتخار می کنم که از چنین خانواده ای هستم. امیدوارم بتوانم برای پدر و مادرم کاری کنم که آنها ادامه زندگی شان را راحت باشند و کمتر سختی بکشند.

خاطره ای از دوران کودکی ات نداری؟

– این را پدرم برایم تعریف کرده و خودم آن را به یاد ندارم. فاصله سنی من و برادر کوچکم یک سال و نیم است و وقتی ما کوچک بودیم پدر و مادرم ما دوتا را در خانه می گذاشتند و با برادران بزرگترم به زمین می رفتند. پدرم می گفت روزی بعد از بازگشت به به خانه دیده اند که من برادر کوچکترم را زمین انداخته ام و از فردای آن روز برای اینکه دوباره این کار نکنم، مادر من را با یک چادرنماز به بلوک ۱۵ کیلویی بسته است ولی بعد از چند روز دیدند که من بلوک را با خودم کشیده و به سمت دیگر برده ام و به این خاطر بلوک ها را به دوتا افزایش دادند (می خندد)، بابام می گوید: «حسن ماشاءالله از کودکی پر زور و پرتلاش بود».

آرزویت در ورزش؟

– تکرار مدال طلای المپیک. البته برای کل کشتی ایران هم آرزو دارم روزی را ببینم که همه اوزان مان طلا بگیرند.

 
حسن یزدانی؛ هیچ کس آقا تختی نمی شود
 

آرزویت در زندگی چیست؟

– سلامتی پدر و مادرم و خانواده ام. سربلندی ملت ایران در جهان.

 
حرف آخر؟

– از همه کسانی که در این سال ها برای من زحمت کشیدند تا به این مرحله برسم ممنونم و امیدوارم توانسته باشم با این مدال بخشی از محبت های شان را جبران کنم. از شما و همکاران تان هم ممنونم و از مردم خوب ایران التماس دعا دارم.

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)